خرید بک لینک
حکایت آب و تشنگی، چشمه و جوشندگی:

استادی گفت:

آب کم جو تشنگی آور بدست***تا بجوشد آب از بالا و پست

آقایی گفت:

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست***گاهی بهانهایست که قربانیت کنند

و مولوی گفت:

عقل دو عقلست اول مکسبی***که در آموزی چو در مکتب صبی

از کتاب و اوستاد و فکر و ذکر***از معانی وز علوم خوب و بکر

عقل تو افزون شود بر دیگران***لیک تو باشی ز حفظ آن گران

لوح حافظ باشی اندر دور و گشت***لوح محفوظ اوست کو زین در گذشت

عقل دیگر بخشش یزدان بود***چشمهٔ آن در میان جان بود

چون ز سینه آب دانش جوش کرد***نه شود گنده نه دیرینه نه زرد

ور ره نبعش بود بسته چه غم***کو همیجوشد ز خانه دم به دم

عقل تحصیلی مثال جویها***کان رود در خانهای از کویها

راه آبش بسته شد شد بینوا***از درون خویشتن جو چشمه را

برچسب: نویسنده: آناهیتا میرزاده تاريخ: سه شنبه 28 آبان 1398 ساعت: 13:31

صفحه بندی