استادی گفت:
آب کم جو تشنگی آور بدست***تا بجوشد آب از بالا و پست
آقایی گفت:
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست***گاهی بهانهایست که قربانیت کنند
و مولوی گفت:
عقل دو عقلست اول مکسبی***که در آموزی چو در مکتب صبی
از کتاب و اوستاد و فکر و ذکر***از معانی وز علوم خوب و بکر
عقل تو افزون شود بر دیگران***لیک تو باشی ز حفظ آن گران
لوح حافظ باشی اندر دور و گشت***لوح محفوظ اوست کو زین در گذشت
عقل دیگر بخشش یزدان بود***چشمهٔ آن در میان جان بود
چون ز سینه آب دانش جوش کرد***نه شود گنده نه دیرینه نه زرد
ور ره نبعش بود بسته چه غم***کو همیجوشد ز خانه دم به دم
عقل تحصیلی مثال جویها***کان رود در خانهای از کویها
راه آبش بسته شد شد بینوا***از درون خویشتن جو چشمه را
برچسب:
نویسنده: آناهیتا میرزاده